نینی قلمبه

عاشقانه دوستت داریم

 

 

 

" مادامی که این اطفال در کنارت هستند , تا می توانی دوستشان بدار , خود را

فراموش کن و به ایشان خدمت نما 


شفقت فراوان خود را از آنها دریغ مدار , مادام که این موهبت با توست قدرش را

بدا ونگذار هیچ یک از رفتار کودکانه آنها بدون قدر دانی بماند , این شادمانی که اکنون

در دست توست مدتزیادی نخواهد ماند .

این دستان نرم کوچکی که در دست تو آشیانه دارد در حالی که در آفتاب قدم میزنی

همیشه با تو نخواهد بود , همین گونه این پاهای کوچکی که در کنارت می دوند , و یا  

صداهای مشتاقی که بدون وقفه و باهیجان هزاران سوال از تو می کنند تا ابد نیستند. 

این صورت های قابل اعتماد که به طرف تو توجه می کنند , یا بازوان کوچکی که بر

گردن تو حلقه میشوند و لبان نرمی که بر روی گونه های تو فشار می آورند دایمی

نیستند.همینطور بدنهای کوچکی که درکنار تو زانو می زنند و مناجات زمزمه می کنند

همیشگی نخواهند بود.قلب خودت را برایشان ارزانی دار ,

روزهایشان را از شادی پر کن . در خوشی و شادمانی معصومانه ایشان شریک باش  

طفولیت جز روزیبیش نیست آگاه باش که برای همیشه از دست خواهد رفت "

niniweblog.com

تولد 3 سالگی نی نی قلمبه

  امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش به این راز پی میبرم که تو خلق شده ای برای من تا زیباترین لحظه ها را برایم بسازی . . . تولدت مبارک                                                                       ...
19 آذر 1392

دایره ی لغات نینی قلمبه

   دایره ی لغات نینی قلمبه              جونم واسه دخترم بگه که     اولین کلمه ای که به زبون اوردی ماما بود اونم دقیقا روز یکم اردیبهشت ماه سال نود (شش ماهگی)  وای اصلا باورم نمیشد که اولین کلمه ای که میگی ماما باشه اونم انقدر زود هی ماما میگفتی و میخواستی بیای بغلم خونه ی خاله زهرا هم بودیم همه حسابی تعجب کرده بودن و هی  قربون صدقه ات میرفتن   دیگه بعد از اون هر دفعه یه کلمه جدید یاد گرفتی و کم کم به حرف افتادی الان دیگه درسته غورتمون میدی مادر   حالا کلمه هایی رو که تا الان یاد گرفتی و به ...
19 آذر 1392

دو و نیم تا سه سالگی نی نی قلمبه

   تقدیس میکنم تو را خلاصه ات کرده ام در دست ها و نگاهت و عجیب که عادت نمیشوی             مامانی دیگه حسابی واسه خودت خانم شدی خودت به تنهایی غذاتو میخوری خیلی تمیز و مرتب           اینم جشن دندونیه بنیتا جونی دلم نیومد عکسای نازشو نذارم وبلاگت عزیزم                              اینم یه عکس ناناز وقتی که داشتیم میرفتیم مهمونی        ...
18 آذر 1392

لالا کردن های نی نی قلمبه

  میدونم خواب ستاره میبینی خنده هات برای من غریبه نیست         کاش بودم کودکی درخواب ناز... غرق رویا... ازحقیقت بی نیاز... کاش... کاش بودم کودکی در خواب ناز...         لالایی کن لالایی مهربونم لالایی کن بخواب شیرین زبونم لالایی کن چراغ خونه من بخواب ای نازنین دردونه من       لالایی کن بخواب خوابت قشنگ گل مهتاب شبات هزار تا رنگه یه وقت بیدار نشی از خواب قصه یه وقت پا نزاری تو شهر غصه      لالایی کن مامان چشماش بیداره ...
22 شهريور 1392

دختر صورتی من

لبهایش صورتی است   گونه هایش صورتی است اما کمی کمرنگ تر از لبها....   لباسهایش اغلب صورتی است...فرقی نمیکند گاهی پر رنگ تر...گاهی کمرنگ تر...و اگر صورتی نبود حتما گل سری دارد که صورتی باشد   صورتی رنگ لحظه های ماست   رنگ اشنای خانه ی ما   صورتی رنگ لبخند زیبای خداست و دختر شیرین ترین موجود عالم است   دختر صورتی من روزت مبارک   روز همه دختر های صورتی دنیا مبارک         دخترم دردانه زیبایم  عزیز تر از جانم پاره ی تنم صدای دلنوازت را... نگاههای معصومانه ات را........
22 شهريور 1392

برای آفریدگارِ هستی بخش مهربان ؛

   خدایا دل و جانم آتش گرفت   ز بیچارگیها فغانش گرفت     بنالد چو نِی از درون بهر تو   چو نِی، خالی؛ امِا پی مِهرتو     کجا من توانم که حجّی کنم؟   و یا کِی ادا بر تو حقی کنم؟     عطا بخش، خطاپوش و منّان تویی   به ما روسیاهان، حنّان تویی     و من، ناتوان و فقیر و حقیر   به درگاه لطفت شدم مستجیر     تویی شاهد حجّ ناقابلم   به مهدیّ زهرا بده حاصلم ... (انشاالله)     خدایا؛ به حق رحیمیّتت،   &nb...
5 مرداد 1392

دلم برات تنگ شده

سلام دختره نازم.این مطلب رو تو مکه واست نوشتم.بالاخره قسمتمون شد و من و بابایی امدیم و بر خلاف میلمون مجبور شدیم شما رو همراهمون نبریم.مامانی الان حدود 12 روزه که همدیگه رو ندیدیم.دلمون واست یه ذره شده.مرتب اسمتو صدا میکنیم.فیلم و عکساتو میبینیم.هر روز بهمون زنگ میزنی و کلی شیرین زبونی میکنی و دل ما رو اب میکنی.منتظریم این چند روز هم بگذره و بیایم پیشت.خانم خانما واست کلی سوغاتی خریدماااا. اینو نوشتم که بدونی چقدر برام عزیزی دختره نازم.
23 تير 1392

لحظه تولد نی نی قلمبه

   اگه مادری حتی فقط فرزندی رو - فقط و فقط - به دنیا بیاره ... اون فرزند تا آخر عمرش مدیون مادرشه ...٩ ماه از خون مادر خورده و نوشیده و مواد زاید بدنش رو فرستاده تو خون مادر تا مادر تصفیه اش کن و در بدن گرم و نرم مادر زندگی کرده و کلی زحمت بهش داده و موقع بدنیا اومدن چندین روز و ساعتهای زیاد ، دنیا رو جلوی چشمش تیره و تار کرده ... به نظرتون برای فرزندش، مادر بهای کمی پرداخت کرده ... این رو چی میشه گفت ؟ بهاست یا بهانه ...         گل غنچه کرد و غنچه شکفت و خداوند در بهترین روز تاریخ زیباترین هدیه اش را به ما داد     ...
10 خرداد 1392

پدر

   خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گردد …                   بايد دختر باشي تا بداني پدر لطيف‌ترين موجود عالم است...   بايد دختر باشي تا ته دل‌ات قرص باشد که هيچ‌وقت   جاي دست پدر روي صورت‌ات نخواهد افتاد مگر به نوازش!     بايد پدر باشي تا بداني دختر عزيزترين موجود عالم است...     تا پدر نباشي نمي‌تواني درک کني دختر داشتن افتخار پدر است!!!   بايد دختر ِ پدر باشي تا احساس غرور کني...   بايد پدر-د...
7 خرداد 1392